آشپزی و شیرینی - می خواهم زنده بمانم-شماره 40 English
اشتراک ماهنامه
................
خرید آنلاین


 


ماهنامه شماره 62 ساناز سانیا را چگونه ارزیابی می کنید؟

عالی
خوب
متوسط
ضعیف


 

می خواهم زنده بمانم
ماهنامه ساناز سانيا-شماره 40
عزیزان این ماه صفحه آرزوها شاهد زیباترین و پاک ترین آرزوهای دنیا بود. نامه های بچه های رعد بسیار معنوی، زیبا و با احساس بود. بیشتر این عزیزان، سلامتی و شفای دوستانشان را در خیریه رعد خواهان بودند و یکی از عزیزان خواسته بود دیگر زمین نخورد و دیگری.... !
بله عزیزان، این آرزوها فقط توسط خدای قادر برآورده شود و ما فقط می توانیم در خانه او را بکوبیم و طلب شفاعت کنیم. به هر حال با تعداد کثیری از نامه های رسیده در تاریخ 16/3/90 برای قرعه کشی به خیریه رعد رفتیم. برنده کسی بود که آرزو داشت زنده بماند.
افسانه سروری عزیز متولد 1361 دیپلم انسانی در خانواده ای پنج نفره زندگی می کند و پدرش بازنشسته شرکت ایرانیت است. افسانه عزیز در هشت ماهگی شروع به راه رفتن کرد و در 13 ماهگی مبتلا به بیماری مننژیت شد و متاسفانه در همان دوره، این عزیز زیبارو فلج شد. این دختر زیبا در سال 88 به دلیل این که بیماری او روز به روز در حال وخیم شدن بود، برای عمل ستون فقرات نزد دکتر گنجویان که جراح و متخصص ستون فقرات می باشد می رود و در آن جا متوجه می شود که ستون فقرات او 150 درجه چرخیده است و هرچه بگذرد، فشار این چرخش به سینه بیشتر خواهد شد تا جایی که تنفس غیر ممکن می شود و اکسیژن نمی تواند وارد بدن او شود. این چرخش اشکالات عمده ای در بدن او به وجود آورده و دو سال پیش دکتر گنجویان به او اعلام کرد که باید سریعاً عمل کند و در آن زمان هزینه عمل 30 میلیون تومان بود و پرداخت این هزینه برای افسانه سروری ممکن نبود. ایشان می گوید که روز به روز احساس می کردم حالم بدتر می شود. روزی که خانم شریف زاده( دفتردار آموزش) گفت که صفحه آرزوها را پر کنید و برای ماهنامه سانازسانیا ارسال کنید، من سوال کردم:«خانم شریف زاده آیا واقعیت دارد؟« ایشان فرمودند:« نمی دانم،ان شاالله که راست باشد.» یکی از دوستانم گفت:«واقعیت دارد. من شنیده ام که این ماهنامه با توکل به خدا آرزوها را برآورده می کند.»
زمانی که خانم مینایی داشتند قرعه کشی می کردند، به آقای رضاییان (یکی از همکلاسی هایم) گفتم که الان اسم من را می خوانند. ایشان گفت نخیر برنده من هستم. وقتی خانم ساناز شریفی برگه را درآورد و خانم ساناز مینایی اعلام کرد برنده یک خانم است، دلم ریخت. گفتم دیدی برنده منم! بعد اعلام کردند: برنده کسی است که هزینه عمل ستون فقرات را خواسته، تمام بدنم شروع کرد به لرزیدن و زمانی که اسم مرا خواندند، برای یک لحظه احساس کردم از روی صندلی می توانم بلند شوم. فریاد زدم و همه مرا نشان دادند و می گفتند وای اینجا نشسته! اصلاً نمی توانستم باور کنم. یک دفعه تمام بدنم شروع به لرزیدن کرد و گفتم خدایا شکرت می کنم، دوست دارم فریاد شکرگزاری من به آسمان ها برسد و همه بدانند چقدر خوشحالم. بله من زنده خواهم ماند. به فیض و رحمت خدا و تمامی عزیزانی که در این امر خیر شریک هستند از موسسه سانازسانیا، خانم ساناز شریفی، شرکت کاله و ایده های نوین تیمور اسپانسرهای این ماهنامه تشکر می کنم و امیدوارم تمامی عزیزان مقرب به خدا، آرزوهایشان برآورده شود.

صفحه اصلی :: درباره ما :: اخبار :: خدمات آنلاین :: آموزشگاه :: سوالات آشپزی :: تماس با ما :: نقشه سايت :: English

هاست هرگونه نسخه برداری یا استفاده از تصاویر و مطالب سایت ، بدون اخذ مجوز کتبی از نشریه ساناز سانیا ممنوع است و پیگرد قانونی دارد.
بازديدکنندگان اين صفحه :2344 بازديدکنندگان امروز :5700 کل بازديدکنندگان :2794685 بازديدکنندگان آنلاين :6 زمان بارگزاری صفحه :2.7813

ثانيه